السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

79

گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)

تدريج از يك نقطه شروع به بروز نمود و اين نقطه ، سقيفه بود . وقتى مسألهء سقيفه را مطالعه مىكنيم در مىيابيم كه اين داستان چيزى نيست جز بروز عوامل شر و عوامل هوى و حبّ سلطنت و امارت در ميان كسانى كه در گذشته به همراه پيامبر اكرم ( ص ) عازم ميدان‌هاى قتال و جهاد مىشدند ليكن وقتى صاحبان آن روحيه‌هاى پرشور و نشاط ، پس از رحلت نبى اكرم ( ص ) در مقابل اغراء امارات و سلطنت قرار گرفتند كه امتحان و ابتلايى بس عظيم براى ايشان به شمار مىرفت ، اين نفوس ضعيف كه تربيت كاملى نيافته بودند هر چه بيشتر به دام هواهاى نفسانى كشيده شدند . مسألهء سقيفه بروز كرد و رهبرى امت اسلامى و رسالت را به نحوى كه مىدانيم تحريف نمود . اين تحريف منجر به اين شد كه مفهوم رهبرى اسلامى مشوش گردد ؛ و اين نتيجه رسوخ امراض نفسانى و سلطهء شيطان بر آنان بود تا جايى كه اغراء قدرت و سلطه ، آنها را بر آن داشت تا حق را از اهلش غصب نمايند . اين نقطهء آغاز بود و اينان به حسب ظاهر از صحابه و بزرگان بودند . بدين سبب يك تشويش طبيعى در مورد نظريهء اسلامى حكومت به وجود آمد ، زيرا واقعاً بسيارى از مردم اعتقاد داشتند اتفاقى كه افتاده است ، بر اساس معيارهاى اسلامى بوده است . زيرا اينان صحابهء رسول خدا ( ص ) و كسانى هستند كه به واسطهء آنان روايات و احاديث رسول خدا ( ص ) به دست مىآيد . پس همانگونه كه نقل قول آنها معتبر است ، فعل خارجى آنها هم معتبر است .